زیبایی شناسی محیطی و باغ های چینی

مهسا یکشنبه 19 بهمن 1399 - 18:01
زیبایی شناسی محیطی و باغ های چینی
-باغ در عین حال که یک اثر مصنوع ساخته ی دست انسان است، دارای عناصری است که به خالق آن وابسته نیست . باغ در میان چارچوبه ای از اصول و قواعد، آفریده و دریافت میشود و حتی اگر هیچ باغبانی برای نگهداشت آن نباشد، باغ، اما می تواند در راهی که اگرچه رو به زوال، ب

باغ چینی به چه مکانی اطلاق میشود؟

بسیاری از باغ های چینی در هنگامی که "سیرن" در فاصله سال های 1922-1935 از آن ها دیدار کرده است رو به نابودی بودند.

طراحی باغ، از این رو صورت میگیرد که به شیوه ای زیبا شناسانه ادراک شود یا به عبارتی در جهت ایجاد لذت زیبایی شناختی است. این لذت پیامد مشترک تمامی ارزش های آن موضوع، درک هنرشناس، همدلی با نیروهای راز ناک درون باغ و طرح آن است.

2- باغ های بسیار بزرگ (مجلل و شاهانه) واقعا محدود بودند. اما باغ های کوچک، طوری طراحی میشدند که واقعا بیان اندازه حقیقی آن ها امکان نداشت. در این راستا، اندازه بالفعل و کنونی، در مقایسه با تجربه ای که در عالم واقع از محاسبه ی آن وجود داشت، کمتر می نمود. یکی از راهبرد های مطلوب در طراحی، "وامگیری صحنه" است. ینی بی چارچوب کردن مرزبندی فضای ثابت و محدود اتاق یا باغ و مرتبط ساختن آن با محیط خارجی، و وام گرفتن بخشی از منظره برای فضای داخلی و بیننده ی درون محیط محصور. شکل روزنه، به عنوان چارچوبی برای صحنه ی به وام گرفته شده، به کار می رفت و امروزه بیشتر به صورت نقاشی پیش ساخته است. در واقع طراح با اسکلت بندی آن، صحنه خارجی محیط بیرون را برای درون قرض می گرفت و هر آنچه بیرون از چارچوبه ی باغ، مناسب می شد می توانست بخشی از تجربه ی زیبایی شناسیک وابسته به فضای درون شود.

3- باغ های چینی ( و طراحان آن ها ) مثل هر اثر هنری دیگری، دارای نام بوده اند. در باغ های بزرگ که بخش های مجزایی داشته است هر بخش نام جداگانه ای داشت.  در یکی از  نوول های کلاسیک چینی با نام «رویاهای اتاق خواب قرمز» (داستان یک سنگ)، یک فرآیند نام گذاری به تفصیل توصیف شده است. صاحب اثر پس از اتمام طرح، میهمانان، خویشاوندان و دوستان خود را جمع می کند و هر یک از نام ها در بحث و جدالی دوستانه و با امعان نظری قوی، پیشنهاد و انتخاب می شوند. آن ها برای انتخاب نام های مختلف، مقاصد اساسی طراح و سنت های هنری، ادبی و فلسفی را مد نظر قرار میدادند.

4- باغ های ویژه شامل مینیاتور یا نسخه بدل و صورت خیالی از جاها معروف می باشند. مینیاتور در هدف خود که عبارت است از اراِئه محیطی مطلوب در وضعیت یا هیئت سه بعدی است، به نقاشی منظرع شباهت دارد.این طرح ها در مقایسه با طرح هایی که برخی از امور هنوز نامرئی و تازه را ارائه می دهند، پایین تر نبوده اند. در چنین شرایطی اهمیتی در این بود که روح محیط خاص، برگرفته و باز آفرینی شود. همچنین گاهی طراحان می کوشیدند که چشم انداز یا بخشی از آن را که تاکنون در نقاشی های منظره ارائه شده، باز آفرینند (در بسیاری از موارد، طراحان خود نقاش منظره بودند).

5- عیار سنجی هنر چینی، در تعریف هنر ارزشمند، میان دو جفت از مفاهیم تفاوت قائل میشود :

جوهره، آذین، مهارت، خودانگیختگی.

در سنت چینی، وسواس، عبارت از محصور شدن در طبیعت بود و آرمان ها شامل خودانگیختگی، خلوص و درستی بودند. در طراحی منظره، یکی از مهم ترین عناصر خودجوشی طبیعی، سنگ های باغ بوده اند. از اواسط دوره فرمانروایی تانگ (سده ی هفتم) عنصر مهم در طراحی منظره را سنگ

 های فرسایش یافته از آب تشکیل می داد. آفرینش این سنگ ها، منطقا خود جوش بود از این رو به گونه ای طبیعی تجسم می یافتند. شاید این سنگ ها نخستین آثار از نوع «آماده ها» در تاریخ جهان باشند. در این نقاش ها دو نوع سنگ وجود داشت: خوابیده و ایستاده. سنگ های نوع اول بر روی هم انباشته می شدند تا تپه ها و کوه ها را پدید آورند و سنگ های ایستاده که ابعاد بزرگ تر و شکل های جالب تری داشتند، به صورت تندیس های یادمانی یا به صورت تنها بر روی پاستون ها نصب می شدند.

6- طراحان منظره چینی، هم چنین باید مشکل هم ستیزی میان طبیعت گرایی و سبک را حل می نمودند پیروی از سبک و دست کشیدن از مصنوع گرایی می تواند به معنی برابر دانستن سبک با خود انگیختگی یا بالعکس، به معنی غیاب سبک، نفی یا وانهادن آن باشد. در نقاشی چینی، این امر به وسیلله به کارگرفتن یک اتفاق (هم چون ترشح، پاشیدن یا چکاندن جوهر و رنگ)، به واسطه ی فقدان تظاهر یا تعمد در زمخت نمودن، جایگزین ساختن نیمه چپ ناآگاهانه به جای نیمه راست آگاه، نابهشیاری و.... انجام می شود.

7- در باغ های چینی خاص( یا در بخش های ویژه ای از باغ ) نقطه مشاهده مشخص میشد. تماشاگر به واسطه ی برخی از عوامل طراحی (مانند مسیرها، جاده ها، دهلیزها، پل، تونل، کوشک یا برج) به سمت نقطه های ویژه مشاهده هدایت می شود اما در برخی دیگر، او در انتخاب نقطه مشاهده آزاد است. باغ چینی هرگز نمی تواند از نقطه ی خاصی کاملا مشاهده شود. باغ، شامل بخش های بیش و کم مجزایی است که باید به تدریج کشف شوند و همانطور که نظاره گر به پرسه ی خود ادامه می دهد، از لذت آن برخوردار گردد. بیننده باید مسیر جاده را دنبال کند، در میان تونل سرگردان شود، در آب تعمق کند و به کوشک که از میان منظری افسونگر هویدا می شود، برسد. او به راه خود ادامه می دهد درمیان ترکیبی که هرگز به طور کامل فاش نمی شود. البته اگرچه باغ های چینی به هنرهای تجسمی در مفهوم گسترده ی آن تعلق دارند، نشاه نه هایی از هنر زمانمند نیز در آن ها دیده می شود.

طراحی منظره چینی

در چین سه گونه ی عمومی از باغ گسترش یافته است:

- باغ های فراخ، باشکوه و شگرف و گاهی گوناگون و رنگارنگ، که به خانواده سلطنتی، رجال عالی دولت و و پس از آن به توانگر ترین بازرگانان تعلق داشت.

- گونه ی دوم به معابد تو در تو، دالان های اجدادی یا بوستان های علوم طبیعی مربوط بود.

- سومین و بدیع ترین نوع، باغ عالمان بود. این باغ کوچک تر و ویژه به دولتمردان، دانشمندان، ادیبان، رجال بازنشسته دولتی و هنرمندان اختصاص داشت.

عالمان یعنی کسانی که دیده ها و نقش مایه های طرح باغ را تهیه میکردند، در مسیر ارزش های سنتی جامعه به حرکت پرداختند و تحت تاثیر بسیاری از مکاتب فلسفی و انگیزه آن ایده ها بودند. به لحاظ ایدوئولوژی، باغ بر اساس کیش و آیین متناسب با متون کنفسیوس، تائو و اصول اخلاقی بودا ساخته می شد. همه ی این اصول، عرصه لازم را برای کنش و واکنش میان مثبت و منفی ، میان خط مستقیم و منحنی و برای جست و جوی فعالیت های ذهن و آثار طبیعت تدارک می دید.

تمامیت و کمال

یک باغ خوب طراحی شده، از میان فضای محدود، محیط کاملی را باز می آفریند و تم های آرامش را همراه این احساس که هیچ چیز، کم یا زیاد نیست، القا می کند. این اصل نه تنها در طراحی باغ های سلطنتی وسیع بلکه در بسیارب از باغ های کوچکتر، مخصوصا در میان باغ شهری، یعنی جاییکه تنها امکان، ایجاد مدا های مینیاتوری از شکل های طبیعی سرزمین بوده است نیز دیده می شود. طراحان چینی باغ هایی آفریدند که پر معنا، زیبا و کامل بوده و حتی با استناد به فلسفه ی تائوئیسم و هوآین و اصول نسبیت «بزرگ» و «کوچک» و «همه چیز در یکی ،یک در همه چیز» امکان توسعه آن فضاهای بسیار محدود نیز امکانپذیر بود.

بزرگ و کوچک

این یک توافق عمومی بوده است در مواقعی خاص، کاهش اندازه ی باغ ها اجباری است و در این شرایط، شخص باید طرح را با فضای موجود تطبیق دهد.

از آنجا که ایده ی باغ های منظره سازی شده، به اندازه بسیار زیادی در میان ساکنان شهری، مقبول بود، اندازه های این باغ ها بازهم بیشتر کاهش می یافت. اینک در میان محدوده های تعدادی موی سرزمین، شخص تنها می توانست از شکل های طبیعی آن خطه مدل های مینیاتوری بسازد. کاهش در مقیاس این باغ ها تقریبا تغییری اساسی در شیوه ای پدید می آورد که به واسطه ی آن در چین، مناظر به تصور و نمایش در می آیند.

 

 

 

ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد