معماری و شهرسازی دوران باروک و روکوکو

مهسا پنجشنبه 23 بهمن 1399 - 18:05
معماری و شهرسازی دوران باروک و روکوکو
. در سده 16 میلادی باروک به معنی بی قاعده بود اما در سده 19 میلادی با عناوینی نظیر شکوهمند، پر ریزه کار و ... شناخته می شد.

پرداختن به دوران باروک و روکوکو تنها محدود به آن بخش از تاثیراتی است که در دوران مدرن بر معماری مدرن داشته اند و بناها و یا حوزه هایی که در این زمره جای داشته باشند مورد توجه هستند. در سده 16 میلادی باروک به معنی بی قاعده بود اما در سده 19 میلادی با عناوینی نظیر شکوهمند، پر ریزه کار و ... شناخته می شد. (در باروک در مقابله با ضوابط کلاسیک حق تقدم به احساس داده می شود.) در این دوران پیکرتراشی و نقاشی به خدمت معماری در می آیند.

دوران روکوکو از صلابت و ابهت ساختمان های باروک کم کرد و به سبکی و ریز نقشی، شادی انگیزی و زینت گری آن پرداخت. دوره باروک را شاید بتوان عصر تک میدان ها نام نهاد توجه به میدان به عنوان فضایی برای جمعیت زیادی بود که فضاهای داخلی موجود گنجایش کافی برای آنها را نداشتند. از مهم ترین طرح های دوران باروک می توان به میدان کلیسای" سنت پیتر" یا "میدان ابلیکا" اشاره کرد این میدان متشکل از سه عامل معماری: میدان بیضی شکل، میدان مستطیل شکل و کلیسای سنت پیتر است. دو بازوی گشوده شده میدان استعاره ای از آغوش یاز کلیسا برای پذیرش مومنان است. از دیگر بنا ها در این دوره ساختمان کلیسای سان کارلو است. برمینی در کلیسای سان کارلو با استفاده از دیوار موجی شکل، احساس حرکت را بوجود می آورد. این احساس حرکت و بازی با نورو سایه مانند تاثیر سایه-روشن نقاشی های رامبراند است. حرکت در معماری بعد ها توسط الوار آلتو نیز به عنوان یکی از ویژگی های معماری به کار گرفته شد.

بناهایی مانند موزه لوور و کاخ ورسای از نمونه های مهمی هستند که در این دوران در فرانسه ساخته شده اند. تلفیق سازمان راست خط با ویژگی های پرهیجان و تخیل اور باروک ایتالیایی، مهم ترین ویژگی این نمونه های باروک فرانسوی هستند هلن گاردنر : کاخ ورسای به عنوان نمادی از حکومت و قدرت مطلق ، قرینه و سرآمدی ندارد. این کاخ، در همان حال، با ماندگارترین اصلاحات ان روزگار، این اعتقاد را بر پایه فلسفه ریاضی دکارت بیان می کند که هر گونه شناخت یا دانشی باید انتظام یافته و هر عملی باید حاصل تحمیل عقل بر ماده باشد.

باروک عصر بی نهایت است، احساس ذهنی بی انتهایی در باغ ها و جاده های عریض بی نهایت هستند (مانند آنچه در کاخ ورسای دیده می شود). این احساس ذهنی بی نهایت که به واسطه پرسپکتیو میسر می شد توسط معماران و منظر سازان قرن هفدهم فرانسوی به نمایش گذاشته شد. دوره روکوکو نیز هم زمان با عصر اقتدار زنان پیش رفت؛ جایی که دربارهای اروپایی در تسخیر زنانی مانند مادام دوپومپادور (فرانسه)، ماریاترزا (اتریش) و الیزابت و کاترین (روسیه) بود. توجه این زنان جاه طلب و ثروتمند به ظرافت ها و شوخ سری های باروک موجب رونق آن گردید. از مقیاس های کوچک مانند اثاثیه و لباس گرفته تا بناهای معماری تحت تاثیر این جریان قرار داشت. گویی دوران قهرمان پروری مردانه به اتمام رسیده بود و جای آن را ریز نقشی زنانه فراگرفته بود.

بیشتر بخوانیم: باروک و روکوکو

ایتالیای باروک

منشا باروک عمدتا در رم بود و معمارانی که بیشترین سهم را در پیدایش آن داشتند، عبارتند از جیووآنی لورنتسو برنینی و فرانچسکو کاستلی بورومینی . ایجاد تمایز بین باروک رومی و باروک اروپایی مهم است. رم باروک پس از سال 1648و در دوران پاپی الکساندر هفتم به تدریج در محاق رفت . از آن زمان به بعد، دستگاه پاپ دیگر در سیاست اروپا قدرت عمده ای به شمار نمی رفت. د راین دوران فرانسوی ها و اتریشی ها مالک بخش مهمی از ثروت اروپا شده بودند و سبک باروک در میدان واندوم در پاریس و شاتو دو وا له ویکنت اثر آندره لانوتر خود نشان داد. در اتریش نمونه ی آن قلعه ی شونبرن است. سرانجام باروک به معماری اواخر قرن هفدهم پایتخت های اروپایی-رم، پاریس، لندن، و وین- تبدیل شد و سیمایی به این شهرها بخشید که هنوز بخش مهمی از هویت امروزی آن ها را شکل می دهد.

از منظر فرم معماران باروک خطوط خمیده را بر خطوط راست ترجیح می دادند، و از طاقچه ها، دیوارها، ستون نماها، و ستون های مقید به صورتی چنان پیوسته استفاده می کردند که معماری نرم و انعطاف پذیر به نظر می رسید. شکل دهنده ی تجلیل از روحانیون نبود، بلکه بخشی از آن بود. به نظر می رسید که جوهره اصلی هر بنا توسط نیروهای مرموز و قدرتمند الهی شکل می گرفت. در این سبک، نه تنها شاهد استفاده از خطوط منحنی و بیضی ها هستیم، بلکه با شناخت حرکت موزون در فضا، و همچنین تقویت پویایی بصری آن، نه تنها با استفاده از نقاشی، بلکه به مدد تندیس های کودک فرشتگانی که در فضاهای بالاتر جای گرفته اند، روبه رو می شویم . بر خلاف کلیساهای جامع قرون وسطا که در آن شیشه های رنگین نور ورودی به شبستان را تعدیل می کردند، پنجره های باروک شیشه ی ساده داشتند و فاقد هر نوع مشبک کاری بودند. نور ناگزیر با معامری در هم می آمیخت و نواحی خاصی را روشن می کرد. نور خیره کننده نبود، بلکه نوعی نور مرموز و پخشی بود، زیرا پنجره ها پشت حفاظ ها یا ستون نماها استفاده کرده بودند. بالداساره پروتسی و جولیو رومانو در فرسکهای خود جلوه های سه بعدی نما را به کار گرفته بودند. اگرچه نازک کاری دیوارها و ستون نماها بسیا متنوع بود، درباره ی آثار رنگ و نورپردازی به اندازه کافی تامل می شد. ایتالیایی ها مرمر سرخ و صورتی را ترجیح می دادند که با رنگ های سفید و سیاه برجسته شود. آن ها از گنبدهای مطلا و حجره بندی شده استفاده می کردند که توسط برجک نورگیر روشن می شد. در جنوب آلمان پس زمینه های سفید یا کرم را، برای فضایی که در آن اثاثیه چیده می شد، ترجیح می دادند.

نقاشان فرسک های زیبای سقفی می آفریدند که صحنه هایی از پیروزی کلیسا را به نمایش می گذاشت. گرایش به پر رنگ کردن رنگ ها در جهت رو به بالا نیز دیده می شد. معمار باروک هماهنگ کننده ی جلوه های نقاشی و تندیس گری بود که درست به اندازه خود معماری اهمیت داشتند. اما ماجرا صرفا نمایشی خالی از محتوا نبود.

ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد